تبليغاتX
بستنی قیفی!
صفر و هفت عددهای مورد علاقه من
امتحان آزمایشگاه فیزیک دو داشتیم.از ۸ نمره ۶.۲۵ گرفتم.به نظر خودم بدک نبود.بعد که اومدم بیرون یه ۷-۸ تا از دخترای هم رشته ای توی راهرو نشسته بودند.منم همینطور تریپ سگ محل اومدم از کنارشون رد بشم که یکیشون گفت که ببخشید آقای ... امتحان چظور بود؟منم گفتم سلام و ....

نه بابا باور کنید کمی توضیح دادم و جیم شدم.آخه اینا چی فکر کردن که اومدن از من سوال کردن؟

خوش تیپی هم بد مصیبتیه ها.

رفت تا امتحان بعدی که بیام نظرهارو ببینم(سه شنبه شایدم چهار شنبه).

راستی کسی این فیلمهای Friends رو میبینه؟یا دیده قبلا؟جدا آخرشن.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 11:4  توسط صادق  | 

سر امتحان معادلات یکی از پسرای خراب دانشکده(همون پسر قرتی و از این چیزا)از استاد اجازه گرفت که بره دستشویی و استاد گفت که نه نمیشه.ولی پسره هی میگفت استاد خیلی استرس دارم و از این دروغها تا اینکه استاد اجازه داد که بره.بعد که رفت استاد گفت که الان باید یه مراقب کمک من باشه که بفرستم با این پسره دستشویی مواظبش باشه که کی از دخترا که خیلی از پسره اوضاعش بدتره گفت من برم استاد؟.بعد خودش کلی حال کرده بود با حرفی که زده بود و هی میخندید.

داشتم میرفتم خونه از پیش دو تا دختر رد شدم یکی داشت به اون یکی میگفت که : من از این دخترای نیستم که بتونم مدت زیادی با یکی بمونم و زود خسته میشم.

میبینید چه دخترای خوبی داره این کشور؟.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 14:1  توسط صادق  |