تبليغاتX
بستنی قیفی!
صفر و هفت عددهای مورد علاقه من
زمان : دو سه هفته پیش ساعت ۶:۰۸

من و دوستن وارد کلاس مقاومت مصالح شدیم

استاد : کجا بودید تا حالا؟

دوستم : ببخشید استاد کاری پیش اومد یکم دیر شد و ...

من وسط حرف دوستم : استاد شما خودتون همیهشه یه ۱۰-۲۰ دقیقه دیر میاید الانم فکر نمیکردم سر کلاس باشید ولی ببخشید که دیر شد!

استاد در حالی که شوکه شده : من دیر میام؟من کی تا حالا دیر اومدم؟

من : نمیدونم استاد من اینطور به نظرم میرسه.

استاد برگشت که یه چیزی پا تخته بنویسه ولی دوباره برگشت به سمت ما گفت :
بعضی آدمها هستن که تو زندگیشون اشتباه میکنن و حاضر نیست قبول کنن و سعی میکنن اشتباهشون رو گردن بقیه بندازن.این آدمها هیچ وقت تو زندگیشون موفق نمیشن.

من : استاد ولی من که گفتم اشتباه کردم.

تعدادی از بچه ها به استاد خندیدن.

استاد : شما فامیلتون ؟

...

شنبه ی این هفته امتحان مقاومت مصالح :

ساعت ۴:۱۵ دقیقه و استاد هنوز نیومده!

من به بچه ها :

یه آدمایی هستن که هیچ وقت سر وقت نمیتونن حاضر بشن. این آدما اگه استاد دانشگاه هم باشن تو زندگیشون موفق نیستن.

یه نیم ساعت بعد سر جلسه امتحان:

من : ببخشید استاد سوال داشتم ؟

استاد : سوال جواب نمیدم!

دو دقیقه بعد یکی از بچه ها : استاد؟

استاد : بله ؟

و ...

البته طی امتحان به سوالام جواب داد.کلا اون امتحان رو خراب کردم.

زمان دیشب مسابقات فوتبال کامپیوتری(PES 6) دانشگاه در عین شایستگی در مرحله یک چهارم از مسابقات حذف شدم.
به نفر اول یه ربع سکه میدن.

امروز :

امتحان ریاضی مهندسی داشتم که البته خیلی افتضاح نشد ولی مثل مسابقات فوتبال و مقاومت مصالح و ... کلا به اندازه ی شایستگی هام نتیجه نمیگیرم ولی کلا چیزی از شایستگی های من کم نمیشه.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 11:3  توسط صادق  |