یه کاری نکن فحش بدم یا یه کاری بکن فحش ندم![]()
خدا رو شکر که موقع بازی استقلال پرسپولیس من کنکور داشتم و بازی رو ندیدم وگرنه چقدر اعصابم از دست این علیزاده خورد میشد نمیدنم![]()
این نظر دادنتون فاجعه است.فکر کنم با خشکسالی یوزارسیف یه ارتباطی داره![]()
واقعا دیگه هر چی که از این فیلم مسخره میگذره داره مزخرفتر میشه و اون بخشایی که ذلیخا رو نشون میده واقعا افتضاحه![]()
تا جایی که در مورد یوسف و کاهناست حوبه ولی نشون دادن ذلیخاش اصلا هدف خاصی نداره و همینطور راه رفتن و افتادنش و این چیزا رو نشون میده که نمیدونم چه ربطی به پیامبر خدا داره؟!!
به جای حضرت یعقوب هم که ذلیخا کور شده
.
این مزاحم تلفونی طنزه که ادای یوزارسیف رو در میاره رو شنیدید؟اگه نشنیدید حتما گیر بیارید گوش کنید.توی سایت 4shared اگه سرچ کنید youzarsif کیتونید دانلودش کنید که حجمش 1.92 مگ هست البته این کاملش نیست و میگن یه کاملترش هم هست.
البته اینم لینک دانلودش از همون سایت ۴شیرد.
۱.کنکور ارشد که به طور آزمایشی شرکت کردم افتاده عصر جمعه و دقیقا همزمان با بازیه استقلال پرسپولیس.
یعنی سالی ۲بار بازیه استقلال پرسپولیس و سالی یه بار کنکور ارشد بعد اینا همزمان بشن میشه احتمالش (۳۵۶/۱)*(۳۵۶/۲) یعنی ۱ به روی ۶۳۳۶۸ !!! میبینید من چقدر خوش شانسم
البته کنکور یه صبح و بعد از ظهر هم داره که اگه صبح جمعه هم بود خوب بود ولی افتاده عصر جمعه به همین دلیل باید احتمالش نصف بشه یعنی ۱ به ۱۲۶۷۳۶![]()
۲.تابستون کارآموزی رو میخواستم تو شرکت داییم که قبلا کار میکردم بگذرونم که مدیر گروهمون تاییدش نکرد و گفت باید شرکتی که میخواید کارآموزی بگیرید مادر تخصصی باشه
.
حالا باید برم صنایع فولادی جایی بگیرم که تابستون خیلی گرمن و کلا هواشون خیلی آلودست و از خونمون هم دور هستند![]()
۳.تو حذف و اضافه یه مشکلی پیش اومد و بجای ۲۰ واحد مجبور شدم ۱۹ واحد بگیرم.این به نظر نمیرسه چیز مهمی باشه ولی با جریاناتی که پیش اومد خیلی ناراحت شدم که خیلی مهم نیستن که اینجا بنویسم
.
ظهر که شماردمشون ۵ مورد بودن حالا نمیدونم چرا یادم نمیاد دو مورد دیگه.اگه یادم اومد میام می نویسم.
یکی دو روز پیش مامانم رفته کلی سبزی خریده آورده میگه اینا رو پاک کنیم برای آش پشت پای مکه که میخواید برید.
میگم مامان این کارا چیه من که نیستم که آش بخورم سبزی پاک کنم برای چی؟اصلا چه کاریه آش پشت پا بدیم؟
میگه دلم میخواد مامانت یه چیزی دوست داره انجام بده اگه نمیخوای کمک نکن![]()
البته اینطوری نمی گفت ها مهربون میگفت![]()
خلاصه مثل یه خانم خونه دار نشستیم سبزی پاک کردیم و خورد کردیم و از این حرفا ![]()
حال میکنید؟اونایی که رشتشون آماره و کلا سازمان آمار و ارقام کشور هم اینطوری دقیق آمار نمیدن.اون قضیه تعداد نون مصرفی و اینا هم که یادتونه؟کلا اینجا همه چی رو حسابه
بعدا نوشت :
من رسما خواهش میکنم نظر بدید![]()
نظرای پستای قبلی رو نگاه کنید.این چه وضعشه؟![]()
فکر کن اگه اینو تلوزیون میداد به جای ۶ روز یک سال باید صبر میکردم.
یه استادی داریم کلا اسطوره ایه برای خودش تو نمره دادن.این ترم دو درس باش داشتم. یکی از درس ها ۱۹ نفر رو انداخته و اون یکی هم ۱۰ نفر![]()
بقیه هم همه طرفای ۱۰-۱۲ گرفتن.بعد بچه ها اعتراض نوشتن بش دادن و امروز اعتراض ها رو بررسی کرده و چند نفر از اونایی که قبول شده بودن و اعتراض زده بودن هم افتادن![]()
خلاصه چشمتون روز بد نبینه به پسره گفتم استاد اینطوری میگه ولی هنوز نمره ها رو نزده و اینا.
دیگه اگه بخوام آخرش بگم بهتره چون تقریبا در هر ۵ دقیقه حدودا ۳ دقیقه داشته با من صحبت میکرده و تا آخر فکر کنم یه یه ساعتی با موبایل باش حرف زدم و ازم خواست که انواع بهونه ها و التماس ها و تمناها و غیره رو خدمت استاد ابراز کنم.من با موبایل که زیاد حرف بزنم هم سر درد میگیرم.دیگه اون آخرا میخواستم فحشش بدم ولی میگفتم گناه داره افتاده ناراحته.
هر دفعه یه چیز جدید به ذهنش میرسید زنگ میزد همه ی قبلیا رو بم میگفت و این چیزه جدیدی که به ذهنش رسیده بود رو میزاشت تهش که به استاد بگم.استاد هم سرش شلوغ بود.بش میگم تو ۱۰ بار اینا رو گفتی اگه میشه یه ۵ دقیقه زنگ نزن من برم اینارو یه بار به استاد بگم
.
دوباره میومدم برم پیش استاد زنگ میزد.خلاصه فیلمی شده بود.آ]رشم با ۹ انداختش.منم ۱۵ گرفتم.
این روزا همش دارم فیلم نگاه میکنم.فیلمایی که چند روز اخیر دیدم واقعا قشنگ بودن اسماشون هم :
v for vendetta , eagle eye , hancock , wanted بودن و یه سریال هست به اسم افسانه عقابهای مبارز که یه مدت شبکه 1 پخشش میکرد بعد بیخیال شد!سریاله چینیه با زیرنویسه انگلیسی ولی خیلی قشنگه و تو ۲روز ۱۲ قسمتش رو دیدم
.
هی فکر میکنم میگم اگه یکی بیاد ببینه فیلم زبون چینی میبینم با زیرنویس انگلیسی به عقلم شک میکنه یا نه؟![]()
امروز اومدم دانشگاه و قرار بوده ۲تا از اساتید محترم ۳تا از نمره هامون رو بزنن ولی هیچکدومشون نیومده.
منم همینطور تنها و بیکار و اینا همینجور مثل بز ایستادم ببینم کی عشقشون میکشه بیان نمره ها رو بزنن![]()
از اونور هم هی بچه ها که رفتن خونه هاشون sms میدن که پس چی شد؟یکی دو نفر هم که نیستن و انگار دارم چت میکنم و هی باید جوابشون رو بدم![]()
هی بشون میگم اگه نمره زدن خودم بتون خبر میدم ۲ دقیقه بعد زنگ میزنه یا اس ام اس میدن میگن چی شد؟!
اون درسه که گفته بودم ۷۰ درصد جوابام درست بود و فکر کردید خالی میبندم بعد از اینکه نمره رو زد حساب کردم دیدم ۷۹ درصد اون جوابایی که داده بودم رو درست نوشتم
.
ولی یه پسر دایی داشتم معلول مغزی بود.
امروز صبح فوت کرد
.
نه حرف می زد و نه تکون میخورد و فقط افتاده بود سر جا و ۸-۹ سالش بود.فکر نمیکردم از مرگش اینقدر ناراحت بشم
.
چه هفته ی سختی بود واقعا.فکر کن ۵تا امتحان پشت سر هم واقعا سخته.هر روز ظهر که از یه امتحان بر میگشتم یکی دو ساعت میخوابیم و بیدار میشدم و درس میخوندم تا ساعت ۲-۳ یا ۴ شب و یه دو ساعتی میخوابیدم و همینطور این برنامه یه هفته ادامه داشت.
البته روزا و شبایی که میرفتم خوابگاه اینطوری بود چون میدیدم اونجا همه درس میخونن منم جوگیر میشدم.ولی روزایی که میومدم خونه بیخیال و خوشحال و راحت بودم و کلا ۳-۴ ساعت بیشتر برای یه امتحان نمیخوندم.
سه شبٍ امتحان خوابگاه بودم و ۲ شب خونه.
این امتحان آخری که دیروز بود دیگه واقعا شاهکار بود درس خوندنم![]()
برای درسی که تا حالا فقط یه بار یه نگاهی به جزوش کرده بودم و کاملا حفظی بود و سر کلاسشم زیاد گوش نمیکردم فقط ۳-۴ ساعت وقت گذاشتم و همینطور کتاب رو برگ زدم و جزوه رو هم یه نگاهی کردم و رفتم برای امتحان.
حالم هم خوب نبود و تب و سر درد داشتم از یه هفته کم خوابی و اینا.
خلاصه برگه رو استاد داد دستم دیدم ۱۷تا سواله و یه دور خوندم و دیدم هیچکدوم رو بلد نیستم
.
خواستم برم سفید تحویل بدم گفتم ضایعه بزار شاید یه چی یادت اومد.
خلاصه آخر سر که برگه رو بعد از ۴۵ دقیقه تحویل دادم فقط ۲تا سوال ننوشته بودم و بقیه رو حداقل هرکدوم رو ۷۰٪ درست نوشته بودم![]()
ماشاالله به این هوش و استعداد سرشار![]()
بچه ها که رفتن شهرستان میگن اگه نمره ای زدن بمون خبر بده.آخه اگ کسی درسی رو افتاد من زنگ بزنم بش چی بگم؟![]()
همین روزا دوباره پست میدم.خیلی حرف دارم ولی حس گفتن ندارم![]()