یه مینی بوس گرفتیم فقط هم پسریم و استادا و دخترا رو نبردیم حالشون گرفته بشه![]()
البته دلیل اصلی نبردنشون این بود که گفتیم اردوی تفریحی بدون مجوز اگه کسی بلایی سرش اومد مسئولیتش با ماست و حالا دختره یه بلایی سرش بیاد میندازه گردن ما و میگه یا بیا من رو بگیر یا رضایت نمیدم و کی بره اینا رو بگیره![]()
![]()
همه ی برنامه ریزیش و اینا هم با من بوده![]()
دیگه اونجا هم پاچه خواری و چاپلوسی و نمره و اینا![]()
دوشنبه هفته ی آینده یه میان ترمی داریم از ۸ نمره پایانی که من تا حالا یه کلمه ازش نخوندم و فردا هم که میخوایم بریم اردو بعد بچه ها یکی دو هفته ای هست دارن میخونن هی میگن میوفتن و اینا نمیدونم قراره چه بلایی سرم بیاد![]()
اون پروژه هم کلا در مورد استفاده از شبکه عصبي(neural network) برای پیش بینی خواص فولاد ها و ایناست که دوستم برنامه رو بلده و من ایده اش رو دادم و استادمون قراره داده ها رو بیاره که با استفاده از داده ها خواص رو پیش بینی کنیم.البته منم کمی بلدم ولی دوستم خیلی مسلط تره.
حالا بعدا در موردش بیشتر توضیح میدم.
امروز میرحسین موسوی اوده دانشگاهمون همه رفتن سخنرانی اش رو گوش بدن من بیکار بودم اومدم سایت یه پست بدم
.آخه ۱۰ کلاس داریم و دوست داشتم برم سخنرانی ولی خوب باید کلاس رو میپیچوندم که نمیصرفید.
خواستم یکی دو خط بنویسم ببین الکی الکی چه پست خوبی دادم ها![]()
قطعی که شد بیشتر توضیح میدم![]()
این مدت همش اینور اونور بودم و واقعا وقت نکردم که پست بدم.همش یا مهمان داشتیم یا مهمانی بودیم یا باغ بودیم و ...
کلا تو این عید همه کاری کردم جز درس خوندن.یعنی دریغ از یه کلمه و دریغ از یه نگاه به جزوه ها
.
اون بخش آخر سمپوزیوم هم دیگه خیلی ازش گذشته بیخیالش میشم.
امسال سال خیلی مهمی برای من و فکر نمیکنم سالی مهمتر و بهتر بگم تاثیر گذارتر از امسال تو زندگیم وجود داشته باشه چون امسال باید سرنوشت آینده ام رو انتخاب کنم.
از سفر حج گرفته و کنکور ارشد که امسال باید اولی برم و دومی رو شکرت کنم تا برداشتن پروژه با استادا و اگه بشه دادن مقاله و اینا همه امسال باید انجام بشن که اگه خوب تلاش کنم که حتما آینده بهتری خوام داشت تا اینکه بیخیالشون بشم.
فعلا همین دیگه![]()