تبليغاتX
بستنی قیفی!
صفر و هفت عددهای مورد علاقه من
چهارشنبه رفتیم امتحان بدیم.

بعد یکی از خرخونامون لباس مشکی پوشیده و بقیه هم داغون و قاطی که ما امتحان نمیدیم چون توی کوی دانشگاه تهران ۵تا دانشجو کشته شده.گفتمشون کی شکته شده؟شایعه است و رئیس دانشگاه تهران تکذیب کرده و اینا قبول نمی کردن و میگفتن که نمیدونم چی یه پا داره یه دم داره نمیدونم خلاصه گوش نمیکردن.

بعد دیگه همه ی دانشکده مهندسی تصمیم گرفتن که امتحان ندن و شروع کردن به شعار دادن و میرفتن روی کلاسایی که داشتن امتحان میدادن هم برگه ها رو از دستشون میگرفتن یا اینقدر شعار میدادن در کلاس که خودشون بیخیال میشدن!

هیچی دیگه خلاصه امتحان کنسل شد و شروع کردن به شعار دادن تو دانشکده و اولش یعنی برای کشته شده ها بود ولی بعدش همش در مورد انتخابات و اینا بود.

شعارهایی مثل :

تق.لب ۱ درصد ۲ درصد نه ۵۳ درصد

مرگ بر دیکت.اتور   چه شاه باشه چه دکتر

احم.دی دروغگو       ۶۳ درصدت کو؟

و از این جور شعارها و با یه سری از استادا توی دانشگاه راه افتادن و رفتن دور یکی از فلکه های دانشگاه و ...

حالا فردا هم امتحان داریم دوباره میخوان لغوش کنن و یه مسخره بازی ای در اومده.

میگم حالا که مطمئن شدید زنده موندن کوی دانشگاه؟میگن آره ولی چرا حمله کردن؟به چه حقی؟

یعنی کسی که قیافش شبیه کتابه و به غیر از درس خوندن کاری بلد نیست حالا چنان جو گرفتتش که بزاریش میخواد ره.بر رو هم عوض کنه

خلاصه حالا نمیدونم درس بخونم برای فردا یا نه؟به استاد زنگ زدن گفته هرکی میخواد بیاد امتحان بده هرکی نمیخواد حاضری بزنه بعدا اوایل مهر ازش میگیرم.

حالا میترسیم امتحان بدیم(چند نفریم که این مشکل رو داریم) بعد به اونا نمره بده و حال ما رو هم بگیره !!

حالا جالبش اینجاست که وقتی بیان حاضری بزنن یعنی اینکه امتحان دادن و این حرکت نمادینشون هم ماست مالی میشه و فقط خودشون رو به اصطلاح خر کردن

من نمیدونم ما امتحان ندیم یا سفید بدیم برگه رو یا در حالت بدتر بندازنمون به خاطر اینکارا و ... کسی میاد رای اینارو بشون پس میده؟

خلاصه اگه کسی رای اش رو دزدیدن و از این حرف ها بگه ما براش بگیریم قراره بعد از امتحان ندادن رای ها رو بیارن توزیع کنن

من به احم.دی نژاد رای دادم با این اوضاعی که مو.سوی به وجود آورده هم مطمئن شدم که نباید بش رای میدادم چون اگه جون مردم براش مهم بود جلوی این اتفاق ها رو میگرفت نه اینکه بیشتر تحریکشون کنه.

شما به کی رای دادید؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 11:23  توسط صادق  | 

چقدر با حال بود این من.اظره دیشب یعنی کلی خندیدم و کلی هم کف کردم

ولی اینا همشون دستشون تو یه کاسست. شما نگاه کنید اسماشون چیه :

محمود-محسن-میرحسین-مهدی

خب تابلوئه دیگه اینا همشون با همن همشون هم اول اسماشون حرف میم هست

حال کردید بحث سیاسی رو؟بحث سیاسی از نوع من!من خودم به این نکته پی بردم

بعدشم این چه وقته امتحان گذاشتنه؟یعنی چه وقته امتحان گذاشتنه؟ما درس داریم نمیرسیم بحث سیاسی گوش بدیم. توجه کنید من فقط گوش میدم در این زمینه

سوم مرداد اعزاممونه برای حج.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 9:41  توسط صادق  | 

بچه ها دنبال مجوز اردو بودن برای مشهد که بعد از امتحانا یه هفته برن  مشهد و خیلی اذیت شده بودن و کارشون گیر کرده بود و  ...
منم بشون گفتم چکاریه اینقدر خودتون رو اذیت کنید بعدشم یه هفته خیلیه و از این حرفا و اگه دوست دارید یه اردوی تفریحی بزارید کیفتون رو بکنید و بیخیال مشهد بشید(مشهد رو مختلط میخواستن برن)
خلاصه فرداش یکی از بچه ها رفت جلو کلاس گفت که آقای ...(من) میخوان یه اردوی تفریحی بزارن فلان جا!
منو میگی

خلاصه چون قبلا یه سری اردوی پسرونه برده بودم بچه ها رو و از همه چیز راضی بودن این اردو رو هم همه چیش رو دادن دست من و دیروز رفتیم اردو.

استقبال خوبی از اردو نشد و ۲ تا استاد بردیم و ۳ تا دختر بودن و ۱۰ تا پسر ولی خوب بود و به نظرم خیلی به همه خوش گذشت و اونایی که نیومدن ضرر کردن

جالب بود که خیلی ها مثل اینکه نمیدونستن که همه ی کارهارو من کردم و از بقیه تشکر میکردن و فقط استادامون فهمیده بودن و ۲-۳تا از پسرا.
یعنی خودمم موندم که چطور اینطور فکر کردن؟!!!

شاید ۷۰٪ وقت اردو رو مخصوصا تو ماشین که بودیم رو داشتیم پانتومیم بازی میکردیم

من تاحالا کلا ۴ تا اردوی دانشجویی(به جز راهیان نور) رفتم که ۳تاش تو این ترم بودن و جال اینکه ۲تا از استادایی که این ترم تازه اومدن به دانشگاهمون رو تو هر ۳ اردو بردیم و اینا فکر کردن که ما کلا سیستممون همینطوریه و نمیدونن این ترم جو گرفتتمون

یه پروژه دیگه هم تقریبا رفت تو پاچم و ترم دیگه باید روی ۲تا پروژ سنگین به همراه دو سه تا از این کوچولو موچولو ها کار کنم
خدا به خیر بگذرونه ...

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 8:36  توسط صادق  |